نقش شکنندگی دولت در توسعه انسانی کشورهای توسعه‌یافته با روش گشتاورهای تعمیم‌یافته طی دورۀ زمانی ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۳

نویسندگان

  • پرویز بهزاد رحیمی رشته اقتصاد ملی پوهنحٔی اقتصاد، پوهنتون فراه
  • حشمت الله سارانی سارانی رشته ادارۀ تجارت پوهنحٔی اقتصاد، پوهنتون فراه
  • سید مسعود حبیبی رشته اقتصاد ملی پوهنحٔی اقتصاد، پوهنتون فراه
  • احمدضیا نوری رشته اقتصاد ملی پوهنحٔی اقتصاد، پوهنتون فراه
  • محمد رسول همتی رشته اقتصاد ملی پوهنحٔی اقتصاد، پوهنتون فراه
  • محمد عظیم نورزاد رشته ادارۀ تجارت پوهنحٔی اقتصاد، پوهنتون فراه
  • منصور نعیمی رشته اقتصاد ملی پوهنحٔی اقتصاد، پوهنتون فراه
  • عبدالکبیر صادق رشته ادارۀ تجارت پوهنحٔی اقتصاد، پوهنتون فراه

کلمات کلیدی:

Human Development, State Fragility, Developed Countries, Generalized Method of Moments (GMM).

چکیده

چکیده

این مطالعه با هدف تجزیه و تحلیل پیوندهای پیچیده میان شکننده گی دولت و توسعه انسانی در ۳۶ کشور توسعه‌یافته، روش نوین در تحلیل‌های نهادی ارائه می‌دهد. برخلاف روش سنتی که شکنندگی را مختص جوامع درحال‌توسعه می‌دانند، این تحقیق بر شناسایی چگونگی تأثیرگذاری ابعاد مختلف شکنندگی بر پویایی‌های توسعه انسانی در جوامع­ تمرکز دارد که از منظر ساختاری درگیر تفاوت ذاتی هستند. این تحقیق با استفاده از دیتا ترکیبی برای ۳۶ کشور در دوره زمانی ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۳ و با به‌کارگیری روش گشتاورهای تعمیم‌یافته در نرم‌افزار استاتا انجام‌شده است. بعد از برآورد مدل پایه توسعه انسانی و افزودن شاخص کلی دولت شکننده و چهار زیرشاخص آن یعنی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و انسجام، پنج الگوی رگرسیونی برآورد گردیده است. نتایج نشان دهنده پایداری بالای توسعه انسانی است که نشان‌دهنده نقش زیرساخت‌های نهادی گذشته در ثبات جاری است. شاخص کلی شکنندگی و تمامی ابعاد آن تأثیر منفی و معنی‌داری بر توسعه انسانی دارند؛ به‌طوری که شاخص انسجام مخرب‌ترین اثر بازدارنده را نشان می‌دهد. از بعد متغیرهای نهادی، آزادی‌های مدنی و اقتصادی به‌عنوان محرک مثبت عمل می‌کنند. با این حال، متغیرهای اندازه دولت، نظام حقوقی و امنیت حقوق مالکیت و پول سالم به‌دلیل پدیده تصلب نهادی، رابطه‌ای معکوس با توسعه انسانی دارند. هم­چنین، ضرایب منفی آزادی تجارت و جهانی‌شدن نشان می‌دهد که در حضور شکنندگی، باز بودن اقتصاد می‌تواند به قطبی‌شدن دست­مزدها و فشار بر استندردهای رفاهی و افزایش توسعه انسانی منجر شود. یافته‌های تحقیق چارچوب نوینی از پیوند حکمرانی و رفاه را ارائه می‌دهد. شکنندگی در کشورهای توسعه‌یافته نه به‌صورت فروپاشی بی‌درنگ  بلکه در قالب یک فرسایش تدریجی عمل می‌کند. در این میان، بحران انسجام اجتماعی ناشی از شکاف‌های نسلی و چالش‌های ادغام، کلیدی‌ترین تهدید برای ثبات بلندمدت است، درحالی‌که آزادی‌های مدنی و رقابتی بودن بازارها به‌عنوان موتور اطمینان، اثرات مخرب شکنندگی را تعدیل می‌کنند.

##submission.downloads##

چاپ شده

2026-05-06

ارجاع به مقاله

##plugins.generic.recommendBySimilarity.heading##

1 2 3 4 5 6 7 > >> 

##plugins.generic.recommendBySimilarity.advancedSearchIntro##